اخیرا روحانی در یک جمع دانشگاهی خواستار پرداختن جامعه علمی به مسائل و مشکلات جامعه شده و از اینکه صرف تلاش جامعه آکادمیک ایران صرف چاپ مقاله شود انتقاد کرده. مشکلاتی رو هم مطرح کرده که کاملا جدی هستند مثل آلودگی هوا، خشکسالی و ...
این انتقاد کاملا به جاست و به نظر من در متن حامعه علمی باید مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. انصافا هم مسئله بسیار سختی است و راه حل آن هم تنها از اختیار جامعه علمی خارج است. چون مدتهاست به این مسئله فکر کرده ام می توانم راه حلهایی که به ذهنم می آید را لیست کنم:
1- باید بپذیریم که برای مفید بودن پژوهش در کشور در درجه اول باید آدمهای پژوهشگر قوی تربیت کرد. آدمهای متوسط و یا ضعیف که محصول تولیدات حال حاضر دانشگاهها هستند قابلیت کار بزرگ ندارند. نیازمند آدمهایی هستیم که با الفبای پژوهش با استاندارد بالا آشنا باشند، خلاق باشند و توان شکستن مشکلات و تبدیل آنها به مسائل کوچکتر را داشته باشند. این هم مقدور نیست مگر با تمرین دادن آدمهای قوی و خوش بنیه در محیطهایی شاداب و پر کار.
2- اصلاح سیستم تحصیلات عالی (کارشناسی ارشد و دکتری) از اولین اقدامات ضروری است که می بایست انجام گردد. باید توجه داشت که ساختن یک پژوهشگر خوب در همه جای دنیا پروسه زمان بر (تقریبا ده سال از شروع دوره دکتری) و بسیار گرانی است. مثلا برای یک دانشجوی دکتری در انگلستان مبلغی در حدود 75 هزار پوند (معادل تقریبا 350 میلیون تومان) طی سه سال به طور مستقیم صرفا برای حقوق دانشجو در قالب بورس تحصیلی هزینه می شود. این بودجه جدا از مبلغ هزینه شده برای سفرهای علمی و آزمایشگاههاست که ممکن است تا چند میلیون پوند هم برسد. طبق علام وزارت علوم هزینه تخصیص داده شده برای هر دانشجوی دکتری در ایران 60 میلیون تومان (تفریبا 4500 پوند) است که البته به دلیل ریخت و پاش بالای سیستم اصلا معلوم هم نمی شود که این مبلغ کجا و چگونه هزینه می شود.
3- متاسفانه عادت به کیفیت متوسط باعث شده که تعداد زیادی دانشجوی دکتری (حدود 20 هزار نفر) داشته باشیم. بسیاری از آنها در دانشگاههایی مشغولند که اساسا توان تربیت دانشجوی کارشناسی ارشد را هم ندارند. عمده این دانشجوها بعضا زبان انگلیسی نمی دانند و با فرهنگ پژوهش به کل بیگانه اند. راه حل من آن است که تعداد دانشجوهای دکتری را به شدت کاهش دهیم (مثلا یک چهارم تعداد فعلی) و اساسا دوره دکتری منحصرا در اختیار دانشگاههای تراز اول کشور باشد. استاندارد مشخص و البته بالایی هم برای دانشگاهایی که مایل به ایجاد دوره دکتری هستند اعمال کنیم. در عوض شرایط بهتری برای دانشجوهای دکتری فراهم کنیم. حقوق مکفی در حد یک میلیون تومان در ماه، بورس تحصیلی برای گذراندن یک دوره یکساله در خارج از کشور و هزینه حداقل سه کنفرانس بین المللی در طول دوره چهار ساله از بدیهیاتی هستند که می بایست اجرایی شوند. استاندارد پذیرش دانشجو هم می بایست به شدت افرایش یابد و علاوه بر مسائل علمی، زبان انگلیسی هم تاکید فراوان شود.
4- دوره پسادکتری به طور رسمی در چارت وزارت علوم قرار بگیرد. خیلی بی معناست که کسی بلافاصله بعد از دوره دکتری و بدون اینکه امتحانش را پس داده باشد به استادی دانشگاه برسد، اتفاقی که مرسوم سیستم فعلی است و حاصل آن مشتی استاد بیسواد و ناتوان در داشگاههاست که شاید در بیسوادیشان خود کمترین گناه را داشته باشند.
5- برای بازگرداندن محققان خوب از خارج از کشور تمهدات ویژه ایی سنجیده شود. ابتدایی ترین کار افرایش حقوق اساتید دانشگاه به میزان سه برابر کنونی است که حداقل با ترکیه و کشورهای همسایه قابل رقابت باشیم. در حال حاضر یک پست داک در شرق اروپا درآمد به مراتب بالاتری از یک استاد دانشگاه جوان دارد. حقوقی در حدود 1500 یورو در ماه بسیاری از محققان خوب و جوان را به کشور بر می گرداند.
6- بودجه های پژوهشی در تمام بخشها (چه دانشگاه و چه صنعت) می بایست بر مبنای گرانتهای پژوهشی هزینه شوند و ارزیابی جدی و کاملا علمی هم قبل و بعد از پرداخت به پژوهشگران صورت پذیرد. نحوه ارزیابی هم باید توسط بهترین پژوهشگران این مرز و بوم مشخص شود و نه افراد سیاسی از دولت و ...
7- برگزاری کلاسهای تابستانه و کنفرانسهای بین المللی بهترین و کم هزینه ترین راه برای افزایش تجربیات بین المللی است. می توانیم در 2-3 شهر (ترجیحا کوچک ولی زیبا و توریستی مثل یزد، کلاردشت، رامسر، تبریز و ...) ساختمانهایی با امکانات رفاهی مناسب (در حد هتلهای 3-4 ستاره) برای برگزاری کنفرانسها در اختیار وزارت علوم قرار دهیم. به این ترتیب می توان در هر کنفرانس حدود 100 نفر آدم را برای چند شبانه روز کنار هم جمع کرد و زمینه را برای بر هم کنشهای علمی افزایش داد.
8- بدنه صنعت، بانکها و بیمه ها، نهادهای بازرگانی تشویق به استخدام فارغ التحصیلان دکتری شوند. این افراد قبلا در دانشگاه کار پژوهشی کرده اند و علی الاصول با الفبای آن آشنایی دارند و اگر دستشان باز باشد می توانند برای تبدیل مشکلات مثلا صنعتی به مسائل پژوهشی قدم مهمی بر دارند و جهت ارتباط داشگاه و صنعت ایده پردازی کنند. مراکز صنعتی و مالی ایران در حال حاضر به کل خالی از پژوهشگران قوی است و در این شرایط هر چه هم برای تحقیقات هزینه شود به جایی نمی رسد!!! بودجه پژوهشی فقط با پژوهشگر آموزش دیده، مجرب و آزمایش پس داده به اهداف خود می رسد و در غیر این صورت پول در اختیار مشتی آدم متوسط قرار دادن فقط اتلاف منابع است و لاغیر. اینکه فارغ التحصیلان دکتری بایستی حتما استاد دانشگاه شوند آفت فرهنگی بسیار بزرگی است که اصلاح آن مشکلات مهمی را حل می کند.
9- سیستم ارزیابی محققان نیازمند بازنگری است. آنچه مهم است آن است که این بازنگری توسط خود جامعه علمی و به دست بهترین پژوهشگران این مرز و بوم صورت بگیرد و نه مشتی آدم بیسواد و بعضا مذهبی که معیارهای محیر العقولشان حداکثر به فتنه و ... ختم می شود.