رستاک
رستاک یعنی جوانه ای که ار بن درخت بیرون می زند، رشد می کند و سر به آسمان می گذارد. این توضیحی است که سرپرست گروه رستاک در پایان کنسرتشان می دهد. آهنگهایی اجرا می کنند از چهارگوشه این سرزمین کهن، از لرستان، کردستان، خراسان، بلوچستان، بوشهر، فارس، بختیاری، مازندران، گیلان و آذربایجان. گروهشان شلوغ است و یازده نفر نوازنده دارد که هر کدام هم چند ساز می زنند. خوش سلیقه اند و خیلی کار کرده اند. سالن هم انصافا خیلی خوب استقبال شده است. قبل هر آهنگی یکی از اعضای گروه که خودش مال همان منطقه است با زبان محلی آهنگ را معرفی می کند و مردم آن خطه هم با سوت و کف و هیجان واکنش نشان می دهند. تازه آدم یادش می آید که سرزمین ما چقدر با همه قومهایش زیبا شده!! همه مان با وجود همه تفاوتهامان زیر یک هویت، با نام ایران به هم پیوند می خوریم و یکی می شویم.
صدا برداریشان خوب نبود، شاید به خاطر تعدد میکروفنها که باعث می شد میکروفنی که باید به موقع باز شود دیر باز می شد یا شاید چیز دیگر ولی انصافا این گروه خیلی کار کرده اند و در یک کنسرت دو ساعته یک تور ایرانگردی می گردانندت.
به خدا این موسیقیها از هزاران اعدام و شاخ و شانه کشیدن حکومت برای حفظ یکپارچگی این کهن سرزمین مفیدترند. خیلی خوشحالم که چند سالی است از گفتن و شنیدن جوکهای قومی خودداری می کنم و خوشبختانه دوستانم هم اکثرا اینگونه اند.