سنگین شاش
مقاله ایی که سه روز پیش فرستاده ایم امروز بدون اینکه داوری شود رد شده و من غمزده می گویم سه روز هم رکوردی است برای خودش. می گوید یک بار مقاله ام را سابمیت کردم و رفتم توالت، وقتی برگشتم ریجکت شده بود!!!
یاد مادرم می افتم که وقتی کاری داشت که دوستش نداشت می گفت تو پایت سنگین است بشین که کارم زود تمام شود!!! من بدبخت هم از ترس تکان نمی خوردم که بعدا مجبور نشوم به خاطر پای سنگینم(!!!!) تقاص تنبلی یکی دیگر را پس دهم!!!! هیچ وقت هم نفهمیدم از کجا فهمیده اند که پای من سنگین است!!!
با خودم می گویم عجب "سنگین شاش" است این بشر!!!! ولی خوب برای اینکه مبادی آداب باشم لبخندی می زنم و مودبانه می گویم در گینس ثبتش کن این رکوردت را، بعید است حالا حالاها کسی رو دستت بیاید.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 1:49 توسط ابوالفضل
|