مستجاب النفرین است!!! هر وقت کسی را نفرین می کند طرف به خاک سیاه می نشیند. نمی دانم از چشم شورش است یا سق (سغ) سیاهش یا چیز دیگری. اینجوری است دیگر. من هم اول اعتقاد نداشتم ولی خاطراتش را که تعریف می کند خودم را جمع می کنم، آب دهانی قورت می دهم و لبخندی می زنم که مهربان باشم و نکند یه وقت مرا هم نفرین کند. 

می گویم کاش مستجاب الدعوه بودی یه دعایی چیزی می کردی شاید اوضاع کمی ردیف می شد اینجوری که به درد نمی خوری!! می گوید اینجوری است دیگر، فقط نفرینم عمل می کند ولی تضمینی است. می گویم پس من یکی را نیت می کنم تو نفرینش کن!!!!! می گوید باید دلم بشکند، آنوقت از ته دل که نفرین کنم می گیرد. می گویم خب دل شکسته از من، نفرینش از تو!! می گوید چه کار کرده؟ می گویم دروغ گفته و نامردی کرده، آدم بی مرامی است. می گوید دور بر من پر است از آدمای دروغگو!! می گویم خب این سری که یکی را نفرین کردی این یکی را هم اضافه کن.  می گوید خودت چرا نفرین نمی کنی؟ مکث می کنم، می خندیم و بحث عوض می شود.