و سوگند به آن زمان که بشقابی پر از زولوبیا و بامیا و گوش فیل در پیشت گذارده می شود و تو کام دل بگیری با یک لیوان چای داغ. 

پ.ن.1: حسن زنگ می زنم بر نمی داری؟ مطمئنی درست تلفنت رو برام فرستادی؟ یکبار دیگه بفرست. من یکشنبه تهرانم.

پ.ن.2: علی (نه علی.د) می توانی شنبه بعد از ظهر را خالی کنی. امروز نشد زنگ بزنم، صبح باهات هماهنگ می کنم!!

پ.ن.3: یکی از دوستان کامنت خصوصی داده بود که امیدوارم اگر اینجا را می خواند به من ایمیل بزند و یا کامنتی همراه با ایملیشان بگذارند. ایمیل من در پستهای قبلی داده شده است.