فرهنگ سقفها
فرهنگ ما، فرهنگ سقفهاست، فرهنگ سانسور، فرهنگ بندها. قدیم ترها که خانه می ساختند کامل شدن سقفش نوعی اتمام بود؛ گوسفندی هم قربانی می شد به رسم مبارکی و تهنیت.
قدهای ما، پریدنمان، حتی پروازمان محدود است به ارتفاع این سقفها، به بلندای این دیوارها!!! سقفهای کوتاه برای آدمهای بی رویا، سقفهای بلندتر برای آدمهای گستاخ تر و خانه های بی سقف برای اندک بزرگانی که جز به وسعت آسمان راضی نمی شوند و از باد و باران نمی ترسند.
چون دختران چهارده ساله، جوگیر و شیدا و ترسو به زندگی مان سقف می زنیم، پاهامان را زنجیر می کنیم، رویاهامان را کوتاه می کنیم و چنان بر انکار خویش کمر می بندیم که انگار ما را هیچ عشقی نبوده هیچ گاه، نه آرزویی، نه رویایی، نه پشتکاری، نه تلاشی، نه تکانی، نه ...!!!
و شاید به تمامی شایسته ما ملت مفلوک بی رویا همین مجلسی است که قاتلی را تایید می کنند و قد بلندهامان را درو!!!!